اقتصاد تولید محتوا دیگر فقط متعلق به نسل Z و جوانان نیست. داستان Eileen Munoz، تولیدکننده محتوای ۵۹ ساله آمریکایی، نمونهای از تغییر چهره Creator Economy است. او پس از نزدیک به سه دهه فعالیت در صنعت بیمه و درآمد سالانهای که در بهترین حالت به حدود ۷۰ هزار دلار میرسید، وارد دنیای تولید محتوای UGC و TikTok Shop شد و در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۰۰ هزار دلار از این فعالیتها درآمد کسب کرد. این اتفاق نشان میدهد افزایش سن نهتنها لزوماً مانعی برای موفقیت در شبکههای اجتماعی نیست، بلکه در برخی حوزهها میتواند به یک مزیت تبدیل شود؛ زیرا برندها به تولیدکنندگانی نیاز دارند که بتوانند با مخاطبان بزرگسال ارتباطی واقعی و قابل اعتماد برقرار کنند.
اقتصاد تولید محتوا دیگر فقط متعلق به نسل Z و جوانان نیست. داستان Eileen Munoz، تولیدکننده محتوای ۵۹ ساله آمریکایی، نمونهای از تغییر چهره Creator Economy است. او پس از نزدیک به سه دهه فعالیت در صنعت بیمه و درآمد سالانهای که در بهترین حالت به حدود ۷۰ هزار دلار میرسید، وارد دنیای تولید محتوای UGC و TikTok Shop شد و در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۰۰ هزار دلار از این فعالیتها درآمد کسب کرد. این اتفاق نشان میدهد افزایش سن نهتنها لزوماً مانعی برای موفقیت در شبکههای اجتماعی نیست، بلکه در برخی حوزهها میتواند به یک مزیت تبدیل شود؛ زیرا برندها به تولیدکنندگانی نیاز دارند که بتوانند با مخاطبان بزرگسال ارتباطی واقعی و قابل اعتماد برقرار کنند.
برای نزدیک به ۳۰ سال، زندگی کاری Eileen Munoz در یک محیط اداری و پشت میز میگذشت. او سالها در صنعت بیمه کار کرد و بیشترین درآمد سالانهای که در این دوران به دست آورد حدود ۷۰ هزار دلار بود. فشار کاری و فرسودگی شغلی در نهایت باعث شد تصمیم بگیرد شغل خود را ترک کند؛ تصمیمی که در اواسط دهه ۵۰ زندگیاش گرفت و در آن زمان تصور روشنی از آینده شغلی خود نداشت. اما مسیر زندگی حرفهای او زمانی تغییر کرد که یکی از دوستانش فعالیت در حوزه UGC یا محتوای تولیدشده توسط کاربر را به او معرفی کرد. Munoz در آن زمان حتی تجربه تدوین ویدئو، فیلمبرداری برای برندها یا اضافه کردن زیرنویس به ویدئوها را نداشت. با این حال، بهتدریج مهارتهای لازم را یاد گرفت و وارد صنعتی شد که معمولاً با نسلهای جوانتر ارتباط داده میشود.
UGC نقطه شروع فعالیت حرفهای Munoz در دنیای محتوا بود. در این مدل، برندها به تولیدکنندگان محتوا پول پرداخت میکنند تا ویدئوها یا محتوای تبلیغاتی تولید کنند؛ محتوایی که میتواند در کمپینهای بازاریابی و شبکههای اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد. Munoz پس از ورود به این حوزه، فعالیت خود را به TikTok Shop نیز گسترش داد. در TikTok Shop، تولیدکننده میتواند محصولی را در ویدئوهای حساب شخصی خود معرفی کند و در صورت خرید مخاطب، کمیسیون دریافت کند. این مدل درآمدی با UGC تفاوت دارد، زیرا در UGC معمولاً برند بابت تولید محتوا هزینه پرداخت میکند، در حالی که در Social Commerce درآمد میتواند مستقیماً به فروش محصول وابسته باشد. Munoz میگوید آزمایش و بررسی انواع مختلف ویدئوها و یادگیری اینکه چه نوع محتوایی میتواند مخاطب را به خرید تبدیل کند، به یکی از عوامل مهم موفقیت او در TikTok Shop تبدیل شد.
نتیجه این تغییر مسیر برای Munoz چشمگیر بود. طبق گزارش Fortune، او در سال ۲۰۲۵، یعنی دومین سال فعالیت خود بهعنوان تولیدکننده محتوا، حدود ۵۰۰ هزار دلار از UGC و TikTok Shop درآمد داشت. محتوای او بیشتر محصولاتی را هدف قرار میدهد که برای افراد میانسال جذاب هستند؛ از محصولات مراقبت از پوست گرفته تا کالاهایی مرتبط با ریزش مو، مشکلات مفاصل و موضوعات مربوط به میانسالی. او همچنین در حوزههای خانه و حیوانات خانگی نیز فعالیت میکند. این درآمد البته یک نمونه استثنایی محسوب میشود و نباید به این معنا برداشت شود که هر فردی با ورود به TikTok یا UGC میتواند به چنین درآمدی برسد. اما داستان Munoz نشان میدهد بازار تولید محتوا میتواند فرصتهایی خارج از الگوی سنتی اینفلوئنسرهای جوان ایجاد کند.
یکی از نکات مهم این داستان، تغییر نگاه برندها به سن تولیدکنندگان محتواست. برای سالها تصویر غالب از یک Creator موفق، فردی جوان بود که در TikTok، Instagram یا YouTube فعالیت میکرد. اما برندها فقط به دنبال مخاطبان نوجوان و جوان نیستند. افراد ۴۰، ۵۰ و ۶۰ ساله نیز مصرفکننده هستند و در بسیاری از بازارها قدرت خرید قابل توجهی دارند. بنابراین برندها به تولیدکنندگانی نیاز دارند که بتوانند با این گروه سنی ارتباط طبیعیتری برقرار کنند. این دقیقاً همان نقطهای است که سن Munoz میتواند به جای یک محدودیت، به یک مزیت تبدیل شود. مخاطب میانسال ممکن است در زمینه محصولاتی مانند مراقبت از پوست یا سبک زندگی، توصیه فردی همسن خود را قابلاعتمادتر از توصیه یک نوجوان یا فرد ۲۰ ساله بداند.
Munoz در توضیح تجربه خود اشاره کرده است که بسیاری از زنان میانسال ممکن است برای خرید محصولات مراقبت از پوست، بیشتر به توصیه فردی در سن خودشان اعتماد کنند تا یک فرد بسیار جوان. این مسئله یکی از تغییرات مهم در فرهنگ دیجیتال محسوب میشود. اعتماد در شبکههای اجتماعی همیشه فقط به تعداد دنبالکنندگان یا ظاهر حرفهای یک Creator وابسته نیست. گاهی تجربه مشترک میان تولیدکننده و مخاطب میتواند اهمیت بیشتری داشته باشد. یک تولیدکننده ۵۰ یا ۶۰ ساله میتواند تجربهای را با مخاطبانی به اشتراک بگذارد که یک Creator جوان اساساً آن را تجربه نکرده است.
Fortune در گزارش خود به پژوهشی درباره رابطه سن Creator و برداشت مخاطبان از تخصص او نیز اشاره میکند. بر اساس این پژوهش، افزایش سن در برخی شرایط میتواند باعث شود مخاطب، تولیدکننده را متخصصتر ارزیابی کند. البته این رابطه ثابت نیست و به پلتفرم، محصول و نوع محتوا نیز بستگی دارد. در یکی از آزمایشهای مربوط به TikTok که در گزارش به آن اشاره شده، سن ظاهری مطلوب برای Creator در محدوده اواخر دهه ۴۰ تا اواسط دهه ۵۰ قرار گرفته بود. این یافتهها یک پیام مهم برای برندها دارد:
مخاطب هدف هر محصول الزاماً جوان نیست و Creator مناسب نیز الزاماً جوانترین فرد موجود در بازار نیست.
نسل X معمولاً بهعنوان نسلی شناخته میشود که پیش از ظهور شبکههای اجتماعی امروزی وارد بازار کار شده است. بسیاری از اعضای این نسل در دوران بزرگسالی شاهد رشد اینترنت، وب، شبکههای اجتماعی و گوشیهای هوشمند بودهاند. به همین دلیل، طبیعی است که بسیاری از آنها در ابتدا خود را بخشی از اقتصاد Creator ندانند. Munoz نیز چنین تجربهای داشت. او در ابتدا تصور میکرد برای ورود به این حوزه بیش از حد مسن است. اما تجربه او نشان داد که مهارتهای تولید محتوا میتوانند در هر سنی یاد گرفته شوند. این تغییر نگرش میتواند در آینده تعداد بیشتری از افراد نسل X را به سمت فعالیتهای دیجیتال و اقتصاد Creator سوق دهد.
یکی از تصورات رایج درباره تولیدکنندگان محتوا این است که برای درآمدزایی باید میلیونها دنبالکننده داشت. اما UGC و Social Commerce این معادله را تا حدی تغییر دادهاند. یک Creator ممکن است بدون داشتن جامعهای بسیار بزرگ، برای یک برند محتوای تبلیغاتی تولید کند یا از طریق معرفی محصولات به مخاطبان تخصصی درآمد داشته باشد. در مورد Munoz نیز بخشی از فعالیت او روی محصولاتی متمرکز است که مخاطبان مشخصی دارند. این یعنی در اقتصاد جدید محتوا، اعتماد و ارتباط با یک جامعه مشخص میتواند به اندازه تعداد فالوورها اهمیت داشته باشد.
TikTok در ابتدا بیشتر بهعنوان پلتفرمی برای ویدئوهای کوتاه و سرگرمکننده شناخته میشد. اما مدلهایی مانند TikTok Shop، این پلتفرم را به بخشی از زنجیره تجارت الکترونیکی نیز تبدیل کردهاند. اکنون یک ویدئوی کوتاه میتواند همزمان نقش محتوای سرگرمکننده، تبلیغ، معرفی محصول و حتی مسیر مستقیم خرید را داشته باشد. در چنین مدلی، Creator فقط تولیدکننده محتوا نیست؛ بلکه میتواند بخشی از فرآیند فروش یک برند نیز باشد. تجربه Munoz نمونهای از همین تغییر است؛ جایی که یادگیری نحوه تبدیل بازدید و تعامل مخاطب به خرید، به یکی از مهمترین مهارتهای او تبدیل شد.
موفقیت Munoz فقط به افزایش درآمد محدود نشده است. او اکنون از خانه کار میکند و کنترل بیشتری روی زمان کاری خود دارد. این انعطاف برای او اهمیت زیادی دارد، زیرا قصد دارد در آینده با همسرش سفرهای طولانیتری داشته باشد و حتی برای مدتی در شهرها و کشورهای مختلف زندگی کند. این بخش از داستان نشان میدهد اقتصاد دیجیتال چگونه میتواند مفهوم سنتی «محل کار» را تغییر دهد. در مدل سنتی، کارمند به یک دفتر، ساعت کاری مشخص و ساختار سازمانی وابسته است. اما در اقتصاد Creator، برخی افراد میتوانند با استفاده از اینترنت، تلفن هوشمند و پلتفرمهای اجتماعی، محل کار خود را به خانه یا هر نقطهای با اتصال اینترنت منتقل کنند.
قطعاً نه. موفقیت Munoz یک نمونه بسیار موفق و غیرمعمول است و نمیتوان درآمد او را بهعنوان نتیجه معمول فعالیت در UGC یا TikTok Shop در نظر گرفت. اقتصاد تولید محتوا رقابتی است و موفقیت در آن به عواملی مانند کیفیت محتوا، شناخت مخاطب، انتخاب حوزه فعالیت، توانایی بازاریابی، استمرار و سازگاری با تغییرات پلتفرمها بستگی دارد. با این حال، داستان او یک پیام مهم دارد: سن بهتنهایی نباید بهعنوان مانعی برای ورود به اقتصاد دیجیتال در نظر گرفته شود.
سالها تصور میشد که فرهنگ اینفلوئنسری عمدتاً متعلق به جوانان است. اما رشد Creatorهای نسل X نشان میدهد این تصور در حال تغییر است. مخاطبان نیز متنوعتر شدهاند و برندها نمیتوانند تمام بازار را با یک گروه سنی واحد پوشش دهند. از طرف دیگر، افزایش محبوبیت Social Commerce باعث شده تولیدکنندگان محتوا به بخشی از فرآیند مستقیم فروش تبدیل شوند. در نتیجه، ممکن است در آینده شاهد حضور بیشتر افراد ۴۰، ۵۰ و حتی ۶۰ ساله در نقش Creator، Affiliate و تولیدکننده UGC باشیم.
داستان Eileen Munoz بیش از آنکه درباره یک درآمد ۵۰۰ هزار دلاری باشد، درباره تغییر یک تصور قدیمی است. تصوری که میگفت شبکههای اجتماعی و اقتصاد تولید محتوا متعلق به جوانهاست. امروز مشخص شده که مخاطبان بزرگسال نیز بخش مهمی از بازار دیجیتال هستند و برای ارتباط مؤثر با آنها، حضور Creatorهایی که تجربه زندگی مشابهی دارند میتواند ارزشمند باشد. از این منظر، ورود نسل X به اقتصاد Creator را میتوان بخشی از بلوغ اقتصاد تولید محتوا دانست؛ اقتصادی که دیگر تنها بر تعداد فالوورها و وایرال شدن متمرکز نیست و بیش از گذشته به تخصص، اعتماد، جامعه مخاطب و توانایی ایجاد فروش توجه میکند. داستان Munoz نیز نشان میدهد گاهی یک مسیر شغلی کاملاً متفاوت میتواند درست از جایی شروع شود که فرد تصور میکند برای شروع آن «بیش از حد دیر شده است».
برای مطالعه مقالات بیشتر به سایت خانه متاورس ایران سر بزنید.