ChatGPT در برخی تصاویر کارتونی تولیدشده با هوش مصنوعی، امضا یا نام هنرمندان واقعی را نیز بازتولید کرده است؛ اتفاقی که نگرانیهایی درباره مالکیت آثار، هویت هنرمندان و مرز میان الهام گرفتن از سبک یک هنرمند و نسبت دادن یک اثر جعلی به او ایجاد کرده است. بررسی Nieman Lab نشان داده که این اتفاق فقط به یک هنرمند محدود نبوده و نمونههایی از کارتونهای تولیدشده با نام یا امضای چند کارتونیست واقعی دیده شده است.
ChatGPT در برخی تصاویر کارتونی تولیدشده با هوش مصنوعی، امضا یا نام هنرمندان واقعی را نیز بازتولید کرده است؛ اتفاقی که نگرانیهایی درباره مالکیت آثار، هویت هنرمندان و مرز میان الهام گرفتن از سبک یک هنرمند و نسبت دادن یک اثر جعلی به او ایجاد کرده است. بررسی Nieman Lab نشان داده که این اتفاق فقط به یک هنرمند محدود نبوده و نمونههایی از کارتونهای تولیدشده با نام یا امضای چند کارتونیست واقعی دیده شده است.
تولید تصویر با هوش مصنوعی دیگر اتفاق تازهای نیست. کاربران میتوانند با نوشتن چند جمله، تصاویری با سبکهای مختلف تولید کنند؛ از نقاشی و تصویرسازی گرفته تا کارتون و پوستر. اما ماجرا زمانی حساس میشود که یک مدل هوش مصنوعی علاوه بر تقلید از ظاهر و سبک یک هنرمند، نام یا امضای همان هنرمند را نیز روی تصویر قرار دهد. در این حالت، مخاطب ممکن است تصور کند اثر واقعاً توسط همان هنرمند ساخته شده است؛ در حالی که هنرمند هیچ نقشی در تولید آن نداشته است. گزارش Nieman Lab دقیقاً روی همین تفاوت تمرکز دارد: مسئله دیگر فقط شباهت سبک نیست، بلکه پای انتساب اثر به یک فرد واقعی به میان آمده است.
یکی از نمونههای بررسیشده مربوط به کارتونیست Brendan Loper است. در یک تصویر تولیدشده با ChatGPT، امضایی شبیه امضای او روی یک کارتون قرار گرفته بود. این تصویر در شبکههای اجتماعی منتشر شد و حتی افرادی با خود Loper تماس گرفتند تا درباره واقعی بودن اثر سؤال کنند. برای یک هنرمند، امضا فقط یک عنصر تزئینی نیست. امضا میتواند مشخص کند چه کسی اثر را خلق کرده و مسئولیت آن اثر با چه فردی است. به همین دلیل، قرار گرفتن امضای واقعی یک هنرمند روی تصویری که او خلق نکرده، میتواند باعث سردرگمی مخاطبان و آسیب به اعتبار او شود.
بررسیها نشان دادهاند که نمونههای مشابه دیگری نیز وجود داشته است. نام و امضای چند کارتونیست مرتبط با مجله The New Yorker در تصاویر تولیدشده توسط ChatGPT دیده شده است. در میان نامهایی که در گزارشها مطرح شدهاند، هنرمندانی مانند Emily Flake، Joe Dator، Pat Byrnes و Harry Bliss قرار دارند. این موضوع نشان میدهد که مسئله را نمیتوان صرفاً یک خطای اتفاقی در یک تصویر دانست. وقتی چند هنرمند با یک مشکل مشابه مواجه میشوند، سؤال بزرگتری مطرح میشود: مدلهای هوش مصنوعی چگونه تشخیص میدهند که چه زمانی نباید هویت یا نشانههای مشخص یک هنرمند را بازتولید کنند؟
ممکن است در نگاه اول، امضای یک هنرمند فقط چند خط کوچک در گوشه تصویر به نظر برسد. اما در دنیای هنر، امضا بخشی از هویت اثر است. وقتی یک تصویر بدون توضیح در شبکههای اجتماعی منتشر میشود، امضای روی آن میتواند تنها سرنخ مخاطب برای شناسایی خالق اثر باشد. بنابراین اگر هوش مصنوعی امضای یک هنرمند واقعی را روی تصویری جعلی قرار دهد، ممکن است مخاطب آن اثر را به اشتباه به همان هنرمند نسبت دهد. این موضوع بهخصوص در شبکههای اجتماعی مهم است؛ جایی که تصاویر میتوانند در مدت کوتاهی بارها بازنشر شوند و از منبع اصلی خود فاصله بگیرند.
بحث درباره استفاده هوش مصنوعی از سبک هنرمندان مدتهاست ادامه دارد. یک طرف ماجرا معتقد است که مدلهای هوش مصنوعی باید بتوانند از الگوها و سبکهای موجود برای تولید آثار جدید استفاده کنند. طرف دیگر میگوید تقلید بیش از حد از سبک هنرمندان میتواند به بازار کار و هویت حرفهای آنها آسیب بزند. اما قرار دادن امضای واقعی روی یک اثر، موضوع متفاوتی است. اینجا دیگر تنها درباره شباهت بصری صحبت نمیکنیم؛ بلکه تصویر ممکن است بهطور مستقیم این تصور را ایجاد کند که هنرمند مشخصی آن را خلق کرده است. به همین دلیل، مسئله انتساب نادرست میتواند حتی برای مخاطبانی که درباره قوانین کپیرایت اطلاعات زیادی ندارند نیز قابل درک باشد.
OpenAI در واکنش به پرسشهای Nieman Lab اعلام کرده که هدفش ساخت ابزارهایی برای حمایت از خلاقیت انسان است و گزارش رفتارهای ناخواسته مدلها را جدی میگیرد. پس از مطرح شدن این مشکل، ChatGPT در برخی درخواستهای مربوط به تولید کارتونهای مشابه آثار مشخص، هشدارهایی درباره محدودیتهای مربوط به شباهت با محتوای متعلق به دیگران نشان داده است. با این حال، گزارشها نشان میدهند که این مسئله بهطور کامل از بین نرفته و همچنان نمونههایی از رفتار مشابه مشاهده شده است.
این اتفاق بخشی از یک مسئله بزرگتر است. با پیشرفت ابزارهای تولید تصویر، تشخیص اینکه یک تصویر واقعاً توسط یک انسان ساخته شده یا توسط هوش مصنوعی تولید شده، دشوارتر میشود. حالا اگر به این مشکل، امضا و نام یک هنرمند واقعی نیز اضافه شود، تشخیص حقیقت پیچیدهتر خواهد شد. کاربری ممکن است یک تصویر را در شبکه اجتماعی ببیند، امضای یک هنرمند شناختهشده را مشاهده کند و بدون بررسی بیشتر تصور کند که آن هنرمند واقعاً چنین اثری خلق کرده است. در نتیجه، محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی فقط مسئلهای مربوط به فناوری نیست؛ بلکه مستقیماً روی اعتماد کاربران به محتوای اینترنتی تأثیر میگذارد.
برای هنرمندان و تولیدکنندگان محتوا، مسئله فقط از دست رفتن مالکیت یک اثر نیست. اگر تصاویر جعلی با نام آنها منتشر شوند، ممکن است مخاطبان درباره مواضع، کیفیت کار یا حتی رفتار حرفهای آنها برداشت اشتباهی پیدا کنند. تصور کنید تصویری جنجالی با امضای یک هنرمند معروف در شبکههای اجتماعی منتشر شود. حتی اگر بعداً مشخص شود تصویر توسط AI ساخته شده، ممکن است هزاران نفر آن را دیده و باور کرده باشند. در فضای اینترنت، اصلاح یک اطلاعات نادرست همیشه به اندازه انتشار اولیه آن سریع نیست.
یکی از راههای مقابله با این مشکل میتواند استفاده گستردهتر از روشهای تشخیص منشأ محتوا باشد. اگر کاربران بتوانند بفهمند یک تصویر توسط چه ابزاری تولید شده، آیا توسط انسان ویرایش شده و منبع اصلی آن چیست، احتمال فریب کاهش پیدا میکند. چنین راهکارهایی هنوز کامل نیستند، اما با افزایش استفاده از هوش مصنوعی در تولید محتوا، اهمیت آنها بیشتر خواهد شد. در آینده احتمالاً تنها سؤال این نخواهد بود که «این تصویر واقعی است یا جعلی؟»
بلکه باید پرسید:
چه کسی آن را ساخته، با چه ابزاری ساخته شده و چرا نام این هنرمند روی آن قرار گرفته است؟
اتفاقی که برای کارتونیستها رخ داده، نمونهای از تغییر بزرگتر در فرهنگ دیجیتال است. در گذشته، ساخت یک تصویر حرفهای به مهارت، زمان و ابزار تخصصی نیاز داشت. امروز یک کاربر میتواند تنها با چند جمله، تصویری تولید کند که در نگاه اول کاملاً حرفهای به نظر برسد. این اتفاق فرصتهای زیادی برای خلاقیت ایجاد کرده، اما همزمان مرز میان اثر واقعی، اثر الهامگرفته و اثر جعلی را نیز پیچیدهتر کرده است. به همین دلیل، در عصر هوش مصنوعی، شناخت منبع محتوا و بررسی اعتبار آن اهمیت بیشتری پیدا میکند.
ماجرا احتمالاً به همین نمونهها محدود نخواهد شد. هرچه مدلهای تولید تصویر قدرتمندتر شوند، احتمالاً بحث درباره سبک هنرمندان، مالکیت آثار، نام و امضا، آموزش مدلها و حقوق تولیدکنندگان محتوا نیز جدیتر خواهد شد. هنرمندان از یک طرف ابزارهای تازهای برای خلق آثار در اختیار دارند و از طرف دیگر باید با فناوریای روبهرو شوند که میتواند سبک و نشانههای بصری آنها را نیز بازتولید کند. چالش اصلی این است که فناوری بتواند به جای از بین بردن هویت خالق اثر، به ابزاری برای تقویت خلاقیت انسان تبدیل شود.
قرار گرفتن امضای هنرمندان واقعی روی تصاویر تولیدشده توسط ChatGPT نشان میدهد که مسئله هوش مصنوعی در دنیای هنر فقط به «تقلید سبک» محدود نیست. وقتی یک اثر جعلی با نام یک هنرمند واقعی منتشر میشود، اعتماد مخاطب و اعتبار خالق اثر نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. با گسترش تولید محتوای تصویری توسط AI، احتمالاً تشخیص منشأ آثار، شفافیت درباره نحوه تولید و احترام به هویت هنرمندان به یکی از موضوعات مهم فرهنگ دیجیتال تبدیل خواهد شد.
برای مطالعه مقالات بیشتر به سایت خانه متاورس ایران سر بزنید.