با گسترش چالشهای شهری در سراسر جهان، شهرهای موفق با تکیه بر فناوریهای نوین و نوآوریهای مدیریتی توانستهاند راهکارهای هوشمندانهای برای بهبود کیفیت زندگی شهروندان و افزایش کارآمدی مدیریت شهری ارائه دهند. بررسی تجربه این شهرها نشان میدهد هوشمندسازی، زمانی اثربخش است که با مشارکت شهروندان و حل مسائل واقعی همراه شود.
با رشد سریع جمعیت شهری، فشار بر زیرساختها، آلودگیهای زیستمحیطی و پیچیدهتر شدن نیازهای شهروندان، مدیریت سنتی شهرها دیگر پاسخگوی چالشهای امروز نیست. در چنین شرایطی، هوشمندسازی شهری بهعنوان یک راهبرد کلیدی، مورد توجه بسیاری از شهرهای پیشرو جهان قرار گرفته است.
تجربه نشان میدهد شهرهای موفق، فناوری را نه بهعنوان هدف، بلکه بهعنوان ابزاری برای حل مسائل واقعی شهروندان، افزایش اعتماد عمومی و بهبود کیفیت زندگی به کار گرفتهاند.
برخلاف تصور رایج، شهر هوشمند صرفاً مجموعهای از سامانهها، اپلیکیشنها یا حسگرها نیست. مدیریت دادهمحور، مشارکت شهروندی، شفافیت، نوآوری سازمانی و همکاری میان بخش عمومی و خصوصی ارکان اصلی هوشمندسازی پایدار هستند.
شهرهایی که این نگاه جامع را پذیرفتهاند، توانستهاند تحولی عمیق در حکمرانی شهری ایجاد کنند.
آتن نمونهای برجسته از عبور از بحران بهسوی نوآوری است. این شهر که در سالهای ابتدایی دهه ۲۰۱۰ با بحران شدید مالی و اجتماعی مواجه بود، هوشمندسازی را با تمرکز بر حل مشکلات واقعی مردم آغاز کرد.
مدیریت شهری آتن با تدوین نقشهراه دیجیتال، تعریف جایگاه مدیر ارشد دیجیتال و همکاری گسترده با دانشگاهها و شرکتهای فناوری، توانست پروژههایی را اجرا کند که مستقیماً زندگی شهروندان را بهبود میداد؛ از آموزش مهارتهای دیجیتال گرفته تا حمایت از پناهجویان و ایجاد بسترهای ارتباطی آنلاین.
نتیجه این رویکرد، افزایش اعتماد عمومی و انتخاب آتن بهعنوان پایتخت نوآوری اروپا بود.
شهر چنای هند با جمعیت میلیونی و زیرساختهای فرسوده، مسیر هوشمندسازی را برای ارتقای زیستپذیری شهری انتخاب کرد.
اجرای پروژههایی مانند سیستم هوشمند مدیریت پارکینگ، دوچرخههای مجهز به GPS، کلاسهای درس هوشمند، پایش منابع آب با پهپاد و توسعه فضاهای عمومی شهری نشان داد که فناوری میتواند همزمان به کاهش ترافیک، ارتقای آموزش و حفاظت از محیط زیست کمک کند.
چنای با این اقدامات، نمونهای از استفاده کاربردی فناوری در زندگی روزمره شهروندان ارائه داده است.

بوینسآیرس هوشمندسازی را با هدف بهبود تجربه شهروندان از خدمات شهری آغاز کرد. دیجیتالیسازی کامل فرآیندهای اداری، راهاندازی شماره تماس واحد برای ارتباط با شهرداری و توسعه اپلیکیشنهای شهروندی، ارتباط میان مردم و مدیریت شهری را ساده و شفاف کرد.
این شهر با حرکت از تصمیمگیری شهودی به مدیریت مبتنی بر داده و شواهد، توانست برنامهریزی دقیقتری در حوزههایی مانند آموزش، خدمات عمومی و توسعه محلهای داشته باشد.
این شهر استرالیایی با تنوع فرهنگی بالا و منابع مالی محدود، هوشمندسازی را با تدوین یک نقشهراه شفاف پیش برد. تمرکز بر سه محور «مردم، مکانها و فرآیندها» به مدیریت شهری کمک کرد تا نوآوری را به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل کند.
توانمندسازی شهروندان، استفاده هوشمند از فضاهای شهری و اصلاح فرآیندهای مدیریتی، هسته اصلی تحول دیجیتال در این شهر را شکل داد.
پراگ با تأسیس یک شرکت دولتی تخصصی در حوزه شهر هوشمند، مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. این ساختار امکان اجرای سریع پروژهها، جذب متخصصان و همکاری مؤثر با دانشگاهها و بخش خصوصی را فراهم کرد.
تمرکز پروژهها بر حوزههایی مانند حملونقل هوشمند، مدیریت انرژی، محیط زیست، گردشگری و پلتفرمهای داده شهری، پراگ را به یکی از شهرهای پیشرو اروپای مرکزی در هوشمندسازی تبدیل کرده است.
بررسی تجربه شهرهای موفق جهان نشان میدهد که هوشمندسازی شهری زمانی موفق است که از دل نیازهای واقعی شهروندان آغاز شود. فناوری، داده و نوآوری زمانی اثرگذار خواهند بود که با حکمرانی شفاف، مشارکت اجتماعی و اعتماد عمومی همراه شوند.
این الگوها میتوانند نقشهراهی الهامبخش برای شهرهایی باشند که بهدنبال مدیریت کارآمدتر، پایدارتر و انسانمحورتر در عصر دیجیتال هستند.
برای مطالعه مقالات بیشتر به سایت خانه متاورس ایران سر بزنید.